سرب
ارائه روشهای درمانی برای آموزش و مدیریت درمان مصدومین مواجه یافته با سرب
هرآنچه درباره سرب باید بدانیم..
- مقدمه
- تظاهرات بالینی
- درمان
سرب
مقدمه
برای قرنها، مسمومیت با سرب یکی از مهمترین علل قابل پیشگیری بیماریهای عصبی ناشی از یک سم محیطی بوده است. سرب، یک فلز سنگین، در محیط زیست ما همهجا حضور دارد اما هیچ نقش فیزیولوژیکی در سیستمهای بیولوژیکی ندارد. مسمومیت با سرب خطری به ویژه مخفی است که پتانسیل ایجاد اثرات برگشتناپذیر بر سلامتی را دارد. این ماده با تعدادی از عملکردهای بدن تداخل میکند و عمدتاً بر سیستم عصبی مرکزی، خونساز، کبدی و کلیوی تأثیر میگذارد و اختلالات جدی ایجاد میکند. مسمومیت حاد مرتبط با مواجهه شغلی است و بسیار نادر است. از طرف دیگر، مسمومیت مزمن بسیار شایعتر است.
تأکید مداوم بر کاهش محیطهای حاوی سرب، تأکید بیشتری بر مواجهه شغلی با سرب (مانند کارگران در کارخانههای ذوب فلزات یا کارخانههای بازیافت باتری) میگذارد. چنین مواجههای یک مشکل مداوم است. در حالی که مواجهه شغلی همچنان یک نگرانی گاه به گاه باقی میماند، بزرگترین مسئله بهداشت عمومی مرتبط با سرب در حال حاضر، مواجهه کودکان خردسال با قطعات در حال تخریب رنگهای سربدار است. اخیراً، آب آشامیدنی آلوده به دلیل زیرساختهای قدیمی به یک علت مواجهه کودکان با سرب تبدیل شده است.
در مقایسه با مسمومیت با سرب در بزرگسالان، مسمومیت با سرب در کودکان یک مشکل نسبتاً جدیدتر است. اولین بار در اواخر دهه ۱۸۰۰ در استرالیا گزارش شد و علاقه به مسمومیت سرب در کودکان و تظاهرات بالینی متعدد آن افزایش یافته است. باید توجه داشت که فلزات سمی، از جمله سرب، میتوانند از طریق شیر مادر از مادر به فرزندش منتقل شوند.
مسمومیت با سرب احتمالاً مهمترین بیماری محیطی مزمن است که کودکان امروزی را تحت تأثیر قرار میدهد. علیرغم تلاشها برای کنترل آن و علیرغم موفقیت ظاهری در کاهش بروز، موارد جدی مسمومیت با سرب همچنان در بخشهای اورژانس بیمارستان (ED)، کلینیکها و مطبهای پزشکان خصوصی ظاهر میشوند.
در کودکان، تقریباً هیچ سیستم ارگانی از اثرات مسمومیت با سرب مصون نیست. شاید ارگان مورد توجه بیشتر، مغز در حال رشد باشد. هر تأثیر مختلکنندهای که فرد را در زمان بحرانی رشد تحت تأثیر قرار دهد، احتمالاً اثرات طولانی مدت خواهد داشت. چنین است تأثیر سرب بر مغز در حال رشد. اثرات بر مغز به نظر میرسد تا سالهای نوجوانی و فراتر از آن ادامه مییابد. ظن بالینی بالا برای پزشکان درمانکننده بیماران اطفال ضروری است.
مکانیسم اصلی سمیت سرب به دلیل افزایش تولید گونههای واکنشپذیر اکسیژن (ROS) و تداخل با تولید آنتیاکسیدانها است. سرب باعث تولید ROS مانند هیدروپراکسید، پراکسید هیدروژن و اکسیژن یکتایی میشود. ROS توسط گلوتاتیون در بدن پایدار میشود. نود درصد گلوتاتیون در سلول به شکل احیا شده و ۱۰٪ به شکل اکسیداتیو وجود دارد و معمولاً به عنوان یک مکانیسم دفاعی آنتیاکسیدانی عمل میکند. گلوتاتیون ROS را پایدار میکند و پس از تبدیل (اکسید شدن) به گلوتاتیون دیسولفید، توسط گلوتاتیون ردوکتاز مجدداً به GSH احیا میشود. سرب با اتصال به گروه سولفیدریل GSH، گلوتاتیون را غیرفعال میکند، که باعث میشود تجدید GSH ناکارآمد شود و در نتیجه استرس اکسیداتیو افزایش مییابد. سرب همچنین با فعالیت سایر آنزیمهای آنتیاکسیدانی از جمله سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز تداخل میکند. افزایش استرس اکسیداتیو منجر به آسیب غشای سلولی به دلیل پراکسیداسیون لیپیدی میشود. سرب فعالیت ۵-آمینولوولینیک اسید دهیدراتاز را مسدود میکند و منجر به اکسیداسیون هموگلوبین میشود که همراه با پراکسیداسیون لیپیدی میتواند منجر به همولیز گلبول قرمز شود.
سرب وارد شده به فضای داخل عروقی به سرعت به گلبولهای قرمز متصل میشود. سرب نیمه عمری حدود ۳۰ روز در خون دارد، که از آنجا به بافتهای نرم از جمله کلیهها، مغز، کبد و مغز استخوان منتشر میشود.
سپس سرب به استخوان منتشر میشود و برای مدتی که مطابق با نیمه عمر چند دهه است در آنجا ذخیره میشود. افزایش گردش استخوان با بارداری، یائسگی، شیردهی یا بیحرکتی میتواند سطح سرب خون را افزایش دهد. تخمین سطوح سرب خون برای تشخیص مسمومیت حاد با سرب مفیدتر است، در حالی که میزان مواجهه قبلی با سرب را میتوان با تعیین بار بدنی سرب بر اساس نتایج آزمایش بسیج سرب اتات (EDTA) کلسیم دیسدیم (CaNa2 EDTA) تخمین زد. سرب عمدتاً در ادرار و صفرا دفع میشود، اما میزان حذف بسته به بافتی که سرب را جذب کرده است متفاوت است. کلیه سرب را از طریق فیلتراسیون گلومرولی و ترشح توبولی دفع میکند. سرب انتقال دو طرفه در سراسر اپیتلیوم توبولی دارد. پاکسازی سرب از ۱ تا ۳ میلیلیتر در دقیقه متغیر است و نسبتاً مستقل از عملکرد کلیه است.
اثرات مسمومیت با سرب بر مغز متعدد است و شامل تأخیر یا معکوس شدن رشد، ناتوانیهای یادگیری دائمی، تشنج، کما و حتی مرگ است. اثر طولانی مدت مواجهه با سرب در ۲ یا ۳ سال اول زندگی، زمانی که مغز در حال رشد در مرحله حیاتی شکلگیری است، به حداکثر میرسد.
مهمترین مواجهه با سرب در بزرگسالان معمولاً در محل کار رخ میدهد، در حالی که برای کودکان، سایر اشکال مواجهه محیطی مهمتر است. اگرچه مسمومیت با سرب میتواند پس از یک رویداد منفرد رخ دهد، معمولاً نتیجه مواجهه مزمن است. مکانها و مشاغل مرتبط با مواجهه سرب شامل برش لوله، معدن سرب و خرد کردن سنگ معدن، ذوب سرب و مس، عملیات جوشکاری، ساخت و ساز، صنعت لاستیک، صنعت پلاستیک، تعمیر رادیاتور، تولید باتری، لحیمکاری محصولات سربی، صنعت چاپ، تولید شیشه، تولید سرب آلی، سوزاندن زبالههای جامد، تولید فریت و تولید رنگ و رنگدانه است. افراد شاغل در این مشاغل ممکن است با انتقال گرد و غبار سرب از محل کار به خانههایشان، اعضای خانواده را نیز در معرض سرب قرار دهند.